واحد آموزش راهنمایی آموزش وپرورش خدابنده

آموزشی

عوامل موثر در ترک تحصيل دانش آموزان


منظور از ترک تحصيل دانش آموزاني که زودتر از موعد مقررمدرسه را ترک مي کنند و يا به عبارتي قبل از اتمام يک دوره قادر به ادامه تحصيل نمي باشند و به ناچار مدرسه را ترک مي کنند.ترک تحصيل معمولا به دنبال تکرار پايه و ناتواني و عدم کارايي مدرسه مي باشد.  همچنين ترک تحصيل منجر به افزايش بي سوادي در جامعه مي گردد.
روند ترک تحصيل در ايرانترک تحصيل يکي از معضلات آموزش در جهان مي باشد. امروزه ترک تحصيل و افت تحصيلي در تمام کشور هاي جهان از عمده ترين مباحث و مسائل آموزش و پرورش و حتي مسئولان نظام آموزشي است.نظام آموزشي ايران مانند بسياري از کشور هاي در حال رشد از يک سلسله بيماري رنج مي برد و اين مسائل عمدتا از رژيم قبل به ارث رسيده اند. و علي رغم کوشش هايي که تا به حال انجام گرفته هنوز اين مشکل لاينحل باقي مانده است.
 عوامل موثر در ترک تحصيل دانش آموزان
برترين عوامل مشترک در ترک تحصيل دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصيلي  بخصوص در مقطع متوسطه بيانگر اين حقيقت است که فقر مالي و فقر انگيزشي بيشترين نقش را داشته است و همچنين محيط نامناسب خانه و مدرسه خشونت‚ تنبيه و تشويق معلم ‚ سختگيري هاي بيهوده که باعث مي شود انگيزه تحصيلي شاگردان ضعيف شودزمينه هاي ترک تحصيل فراهم مي گردد.
از عوامل ديگر که در موفقيت تحصيلي جوانان و نوجوانان مي توانند تاثير گذار باشندسلامت جسمي و روحي و بهداشتي ‚عوامل ارثي ‚ذهني و هوشي ‚ امکانات آموزشي ‚ اعتماد به نفس و تلاش و پشتکار فردي ‚ تاثير همسالان ‚ اهميت قائل شدن والدين به تحصيل فرزندان مي باشد. در اينجا مهمترين موارد موثر در افت تحصيلي دانش آموزان بيان شده است.
1)     شرايط اقتصادي
2)     سواد والدين
3)     برخورد معلم
 
4)     شيوه برگزاري امتحانات(شيوه هاي ارزيابي)
5)     عقب ماندگي درسي
6)     نارسايي هاي جسماني
7)     انگيزه
شرايط اقتصادي
ترک تحصيل دانش آموزان با وضعيت اقتصادي جامعه و خانواده در ارتباط مي باشد. عواملي چون پايين بودن در آمد ‚مسکن نا مناسب عدم سرپرستي و حضور پدر و مادر در خانواده‚ کثرت فرزندان و طبقه پايين شغلي والدين بر ترک تحصيل فرزندان تاثير دارد. پس مسلم
است که کيفيت آموزش و تربيت در رشد جسماني و قواي دفاعي دانش آموز در خانواده هايي با سطح پايين اقتصادي و فرهنگي جامعه و خانواده اثرات مستقيمي بر عدم پيشرفت فرزندان به جاي مي گذارد. مشکلات والدين در راه کوشش و تلاش براي معاش و گرفتاري هاي بي شمار آنها در اين رابطه معمولا والدين را از اوضاع و احوال فرزندان خود غافل مي نمايد و در حقيقت رابطه صحيحي را لازمه يک زندگي سالم است را مختل مي سازدو اثرات اين نوع زندگي در ظرف چند سال به اعماق نحيف افراد نفوذ مي کند و موجب تخريب نيروهاي بالقوه آنان مي گردد. وقتي فقر در خانواده اي باشد امکان بروز مشکلاتي در رفتار جوانان من جمله دانش آموزان وجود خواهد داشت . علي عليه السلام درباره فقر مي فرمايند?فان الفقر منقصه للدين ‚مدهشه للعقل و داعيه للمقت? فقر باعث نقصان دين سراسيمگي عقل و بر انگيختن خشم مي شود و بيکاري ‚ جوانان را به جانب برخي از بزهکاري ها مي کشاند. البته اسلام زمينه اجتماعي را براي تعادل اقتصادي ايجاد مي کند و بر واليان امور فرض مي داند که مبادا فقر آنان را به انحراف بکشاند. پس معلوم مي شود که مهمترين عامل براي رهايي دانش آموزان از تحصيل فقر اقتصادي است.
سواد والدين
يکي از عوامل مهم در پيشرفت يا ترک تحصيل دانش آموزان سواد والدين محسوب مي شود. اگر بچه ها در محيط خانواده احساس پشت گرمي نمايند و هر گاه از نظر درسي مشکلي برايشان پيش آمد مطمئن باشند که اولياي آنها کمک مي کنند در اين صورت با دلگرمي
بيشتري درس مي خوانند و دچار عقب ماندگي تحصيلي نخواهند شد. چون تحصيلات والدين تاثير بسزايي در موفقيت تحصيلي فرزندان دارد. تحقيقات متعددي نشان مي دهد که پيشرفت تحصيلي دانش آموزاني که والدين آنها افرادي آگاه و با سواد بوده اند موفقيت تحصيلي آنان بيشتر بوده است. محيط خانواده در پيشرفت تحصيلي نقش مهمي دارد. دانش آموزي که والدين خود را مشغول مطالعه مي بيند خودش نيز تشويق به درس خواندن مي شود و آنها را به عنوان بهترين الگوي همانند سازي تحصيلي انتخاب مي کند. بنابراين کمک و راهنمايي فرزندان توسط والدين امري است ضروري و نمي توان کار آموزش را تنها به مدرسه محول ساخت و از نقش خانواده در اين زمينه غافل شد. دانش آموزان اوقات زيادي را در منزل مي گذرانند و تحت تاثير اعمال و رفتار والدين هستند و از آنها انتظار کمک و راهنمايي در زمينه درس را دارند.
برخورد معلم
پيشرفت تحصيلي دانش آموزان تا حدود زيادي بستگي به شرايط محيطي و نحوه برخورد معلمان و اطرافيان دارد . فضايي که نوجوانان در آن پرورش مي يابند بايد به گونه اي باشد که موجب موفقيت آنها گردد. برخورد معلم بايد منطقي بوده تا دانش آموز را در مسير موفقيت قرار دهد و دانش آموز اعتماد به نفس پيدا کند و از خود انتظار موفقيت داشته باشد زيرا موفقيت هم چون نردباني است که وقتي شروع شد تا آخرين پله ادامه مي دهد.
بنابراين مي توان گفت رابطه معلمان و شاگردان و مسئولان ديگر مدرسه  مي تواند موفقيت دانش آموزان را تحت تاثير قرار دهد و از ترک تحصيل جلوگيري کند.برخورد معلم و اولياي مدرسه  بايد به گونه اي باشد که دانش آموز از طريق دستکاري اشيا ‚آزمايش‚جمع آوري اطلاعات ساختن و خلق کرد مباحث ومشارکت در کارهاي گروهي‚گوش دادن‚خواندن و اکتشاف به تجربه يادگيري بپردازند و بدين وسيله از ترک تحصيل دانش آموزان جلوگيري نمايند .
همچنين استفاده از تشويق هاي مادي و غير مادي مفيد است . استفاده بيشتر معلمان از تشويق هاي کلامي و تشويق در جمع در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان نقش بسزايي دارد و هم باعث جلوگيري از افت تحصيلي دانش آموزان مي شود.

شيوه برگزاري امتحانات(شيوه ارزيابي)
هدف عمده در مدرسه پيش بردن يادگيري دانش آموزان است . تمام فعاليت هاي مدرسه بايد متوجه همين هدف باشد . زيرا مقدار و نوع يادگيري دانش آموزان است که ميزان فعاليتهاي مدرسه را روشن مي کند. هرگاه دانش آموز مطلبي را ياد بگيرد ‚اين امر موجب تغيير رفتار وي خواهد شد و به عبارت ديگر تجارب يادگيري موفقيت آميز  موجب تغييراتي در رفتار دانش آموز مي شود.
بوسيله ارزيابي و امتحان است که معلم مي تواند اثر کوششهاي خود را بفهمد  و يا بداند که چه اندازه توانسته است دانش آموز را در راه رسيدن به هدفهاي مورد نظر کمک کند و خود نيز تا چه حد موفق بوده است.
چنانچه امتحان به جاي اينکه يک وسيله باشد ‚يک هدف اصلي به شمار آيد و اين بر کل فرايند آموزشي اثرات سو مي گذارد و هدفهاي حقيقي آموزش و پرورش را به مخاطره مي اندازد.در چنين حالتي امتحان بر چگونگي تدريس و يادگيري تاثير گذاشته و دانش آموزان
فقط براي کسب نمره و قبول شدن در امتحان فعاليت مي کنند .
دانش آموزان براي دريافت نمره به حفظ کردن مطالب مي پردازند و در نتيجه قدرت تفکر و استدلال و نو آوري فراگيران ضعيف مي گردد و موجب خستگي آنها از درس و معلم مي شود.همه اين موارد منجر به عدم پيشرفت و افزايش ميزان افت تحصيلي و در نهايت ترک تحصيل
دانش آموزان مي گردد.
استفاده از شيوه هاي صحيح امتحان يا ارزيابي پيشرفت تحصيلي ‚نه تنها معلم را قادر مي سازد که دانش آموزان خود را در رسيدن به هدفهاي آموزش و پرورش راهنمايي کند بلکه بر اساس ارزيابي مداوم مي تواند روش تدريس را نيز ارزيابي کند.به اين ترتيب مي
تواند از ترک تحصيل دانش آموزان جلوگيري کند.بنابراين امتحان وسيله اي نيست که تنها در پايان مراحل تحصيل و براي انتخاب افراد
مستعد و شايسته تر به کار رود ‚ بلکه امتحان بايد به طور مداوم و در جريان تدريس باشد و در موقعيت هاي مختلف انجام گيرد.
عقب ماندگي درسي
برخي از دانش آموزان عقب ماندگيشان ناشي از افت هوشي و نارسايي ذهني نيست بلکه صرفا ناشي از تن پروري يا بيکارگي است .
يعني عقب ماندگي درسي ناشي از تنبلي .گاهي عقب ماندگي ناشي از تن پروري و تنبلي است بدين معني که کودکان وقت و تلاش خود را مصروف کار و تحصيل نمي کنند و مانند ديگر دانش آموزان درس نمي خوانند و يا عوامل ديگر مانند وجود نارسايي هاي عضوي ‚ چون ضعف در بينايي و در شنوايي عدم قدرت بيان ‚اختلال در رفتار ‚ حالت گيجي و ماتي و گم کردن دست و پاي خود در حين پاسخ به سوالات معلم است.
نارسايي هاي جسمي
دانش آموزاني که داراي بنيه ضعيفي هستند و از سلامت عمومي کامل برخوردار نيستند نمي توانند به اندازه کافي کوشش و فعاليت داشته باشند.وجود ضعف در بينايي و شنوايي نيز باعث عقب ماندگي و افت تحصيلي مي شود.اين نوع دانش
آموزان به علت خوب درک نکردن درسها افت تحصيلي پيدا مي کنند . ناراحتي هاي مربوط به مراکز عصبي و ناهماهنگي هايي حتي حرکتي در جاي خود باعث افت تحصيلي دانش آموز خواهد بود.
انگيزه
به حرکت هاي دروني فرد که موجب هدايت رفتار او به سوي نوعي هدف است انگيزه گفته مي شود.محققان يکي از دلايل افت تحصيلي را نداشتن انگيزه پيشرفت مي دانند.براي ايجاد انگيزه در دانش آموزان بايد تلاش نمود تا فرد احساس نياز کند.وقتي دانش آموزان در
اثر شکست در دل تازه نسبت به آن نگرشي منفي پيدا مي کنند ‚بايد به او کمک کرد در درس تازه موفقيت کسب کند در نتيجه به تصويري مثبت تر به توانايي خود در مورد يادگيري مطلب درسي دست يابد‚ زيرا يادگيري همراه با موفقيت به ايجاد انگيزه منجر مي
شود.و بايد شرايطي را فراهم کرد که دانش آموزاموفقيت خود را احساس مي کند زيرا هيچ چيز مانند خود موفقيت به آن کمک نمي کند.معلمان تکاليف يکنواخت ارائه ندهند‚ به عبارت ديگر از خاصيت برانگيختگي مطالب مختلف استفاده کنند.
در آخر
در آخر مي توانم بگويم ترک تحصيل يکي از مهمترين مشکلات نظام هاي آموزشي است و در نظام تعليم و تربيت ما نيز ترک تحصيل به صورتهاي مختلف يکي از مشکلات عمده محسوب مي شود.ترک تحصيل يا همان افت تحصيلي (اين کلمه از زبان اقتصاد دانان آمده است ) هر ساله مقدار قابل توجه اي از بودجه و نيروهاي انساني و امکانات  را به هدر مي دهد و اثرات ناخوشايندي نيز چه از نظر روحي و چه از نظر رواني به دانش آموزان وارد مي نمايد و مشکلات عديده اي را براي خانواده ها بوجود مي آورد.
 به اميد روزي که در ايران مشکلي به عنوان ترک تحصيل به پايين ترين درجه ممکن برسد.
 انشالله

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 22:40  توسط علی باباخمسه  |